تبليغاتX
یار جمکرانی من
السلام علیک حین ترکع و تسجد

 

---------------------------------------------->

انتظار يعني : تسليم هرگز

انتظار يعني : قرآن و عترت آري

انتظار يعني : قعود پذيري ممنوع

انتظار يعني : طاغوت هرگز

انتظار يعني : آماده باش كامل

انتظار يعني : سجاده اي به سوي خورشيد

انتظار يعني : نقطه ختم عالم با خال زيباي محبوب

انتظار يعني : سرودن آخرين غزل آفرينش با رديف ظهور

انتظار يعني : ظهور انسان ايده آل براي جهان ايده آل

انتظار يعني : چشم گشودن به جهان ظلماني و ستم بس است

انتظار يعني : تفسير عشق ؛ تكثير محبت

انتظار يعني : قدم زدن در صحن آينه ايمان

انتظار يعني : ولايت پذيري و كفر ستيزي

انتظار يعني : ايستادن در رواق جهاد

انتظار يعني : تحقق سنت ؛ لايتغير خداوند

انتظار يعني : نگاه به آينده ؛ زيباترين آينده شناسي در محتواي انتظار نهفته است

انتظار : تبلور يك انتقام بزرگ است

انتظار : معناي ژرف است در ابعاد هستي

انتظار : طرح هندسه موزون حيات طيبه است

انتظار : بسط اميد در تداوم زمان است

انتظار : يك ( نه ) بزرگ است به همه طواغيت

انتظار : علامت بلوغ  انسان در زمين است

انتظار : جاده سبز نجات است

انتظار : موضوع همه رنج ديدگان صالح است

انتظار : سرود زيباي همه دلهاي پاك است

انتظار : نفي ابدي جبهه كفر است

انتظار : چراغي است در دست اميد واران

انتظار: بسیجی (علی ع )ماندن

منبع: 1-2


+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 13:13  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

نامه ای از جنس انتظار برای او

می خواهم از او بنویسم و برای او بنویسم

می خواهم از او بگویم و برای او بگویم

می خواهم از سختی انتظار بگویم

از شمارش لحظه های چشم به راهی بگویم

گوش نوازی آواز بلبلان را بگویم

که در حنجره شان بی وفقه نام او را آواز سر می دهند

از زیبایی جویباران بنویسم

که در پاکیشان نام او نقش بسته و چشم نوازی می کند

برای او از کوچ پرستوهای عاشق بگویم

که از این دیار به آن دیار نام او را فریاد می زنند

از ناله های مجنون هایی بنویسم

که در خلوتشان نام او را زمزمه می کنند

برایش از چشم هایی بگویم

که به افق های دور دست در حسرت دیدار او دوخته شده است

از دستانی بنویسم

که رو به آسمان به التماس آمدنش بر افراشته شده

و از راز و نیازهایی بگویم

که هر نفس فریاد العجل العجل را تا آسمان سر می دهند

مولای سبز پوش

ای اقتدار عشق

انتظار ظهورت سخت شده

طاقتمان تاب شده

مولایم ای که نامت ، نام علی را تداعی می کند

و فریادت بانک ابوالفضل را

ای که از نسل خاتم انبیایی

تو را تا آخرین نفس می خوانم

العجل الجعل یا مولا یا صاحب الزمان 

العجل الجعل یا مولا یا صاحب الزمان

مهدی جان ای که جهانی به فدایت و ای خاک قدم هایت سرمه چشمانم خدا کند تو بیایی .

با تشکر از وبلاگ ایران روز


+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 15:6  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 16:17  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

بر قامت دلرباي مهدي(عج) صلوات

قيامت قامت و قامت قيامت

قيامت مي‏كند اين قدّ و قامت‏

مؤذّن گرببيند قامتت را

به «قد قامت» بماند تا قيامت‏

بر قامت دلرباي مهدي(عج) صلوات‏

ناصر عمادي - اصفهان - علوم تربيتي‏


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:16  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

امام زمان(عج)

ياران مهدي را بايد در ميان سلاح بردوشان و كفن پوشان و جان بركفان و مبارزان و سنگر نشينان و خدمت‏گذاران به اين انقلاب و تقويت كنندگان سپاه دين و حرمت گذاران به خون و خانواده شهيدان يافت.

نه در ساكنان و بي تفاوتان! و نه در رفاه زدگان و عافيت طلبان.

يا مهدي! «حضور» چون «غيبت» تو، زمان و تاريخ را آكنده است؟!

حاضرترين حاضران ،به گردپاي «حضور غايبانه‏ات»نمي‏رسند.

اي معني حضور در غيبت!

از جواد محدثي - فرستنده مطهره اثني عشري‏


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:10  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

السلام عليك يا فارس الحجاز

ديرگاهي است كه تو را مي‏شناسم. از آن زماني كه خود را يافته‏ام غروبهاي جمعه هميشه برايم دلتنگ كننده و دلگير بوده است، وقتي با نام زيبايت آشنا شدم معناي غربت و كسل بودن غروبها را يافتم. آن زمان لحظات آخريني بود كه منتظران ظهورت دعاي سمات را اشكبار زمزمه مي‏كردند شايد كه بيايي اما تاكنون كه در پرده غربتي.

مهدي جان! تو حاضري و مارااز وراي ابر غيبت هماره نگهبان و مراقب.

مي‏دانم اگر لحظه‏اي لطفت از سرمان برداشته شود آن لحظات طوفاني‏ترين زمانهاست. مولا! تنها تو را مي‏شناسم و براي درد دل تنها گوش شنواي توست كه پذيراي دل دردمند ماست.

مولاي، غريب! من نيز از تو درد آشناتر در اين روزها هيچ كس را ندارم، روزهاي بي كسي و تنهايي، روزهايي كه مي‏دانم در قافله عشاقت خيلي عقب مانده‏ام. آنها بال درآورده‏اند و پاي ره مي‏سپارند و سير و سلوك مي‏كنند امامن با پاي لنگ و سنگ در راه بادلي ظلمت گرفته، گريان بر جاي مانده‏ام. قفلي زنجيردار مرا نمي‏گذارد كه ره پيمايم. مولا خود پناهم ده. مولا خود نجاتم ده.

ن. يوسفي چوبيني - آزاد شهركرد


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:6  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

دريا

ما، بي تو، تا دنياست، دنيايي نداريم

چون سنگ خاموشيم و غوغايي نداريم

اي سايه سار ظهر گرم بي ترحم!
جز سايه دستان تو، جايي نداريم

تو آبروي خاکي و حيثيت آب
دريا تويي؛ ما جز تو دريايي نداريم

وقتي عطش مي بارد از ابرسترون
جز نام آبي تو، آوايي نداريم

شمشيرها را گو: ببارند از سر بغض
از عشق، ما جز اين تمنايي نداريم!


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:26  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

حضور

...در اين هنگام از تاريکي ؛ تنها صداي نفس کشيدن ساعت شماته دار بگوش ميرسد ؛
و زمان ميگذرد ؛
و تو سالهاست که همچنان از پس "ابر غيبت نظاره گر مدعيان انتظاري ؛ و خود چشم انتظارمصلِحان منتظر مصلَح ؛
و اينک آيا آن زمان فرانرسيده است؟
مولا ي من ؛ زاهدان منتظر روزيند که که زهد و تقواي مهدوي ، عالم گير شود ؛
و عابدان در انتظار ساعتي که به همراه مسيح ، نمازي به امامتِ ولايت اقامه کنند ؛
و عارفان چشم به راه جمعه اي که مست از ظهور تو ، از شراب حضورت ، جامها بزنند.
آقاي من ؛ چه ندبه اي هايي که هنوز ترنم " متي ترانا و نراک " شان به گوش ميرسد ...
و چه بسيار عاشقاني که با نواي " اللهم ارني الطلعة الرشيده " از اين جهان رخت بربستند؛
و چه بسيار دلباختگاني که با آرزوي " فاخرج من قبري " چشم از اين دنيا فروبستند ؛ و چه بسيار منتظران منتَظَر ....
و ما نيز آيا نعمت رؤيت قائم نصيبمان نميگردد؟
ميرسد آيا به ما صداي " انا المهدي " ات ، زماني که " پا در جاي قدوم خليل بت شکن " نهاده اي ،
... و ميشود آيا فرياد " بقية الله خير لکم " ات ، هنگامي که تکيه بر کعبه کرده اي ، ذوالفقار علوي در دست داري و آماده ي انتقامي از کشندگان جد مظلومت حسين - عليه السلام - ، گوش ما را هم بنوازد؟
اي دليل "اتصال زمين و آسمان " هنوز آيا زمين " ملئت ظلما و جورا " نشده که با رايت عباسي ات سايه ي عدلت را بر آن بيفکني ؟
مهديا ؛ اينک جهان بيش از هرزمان درانتظار توست ؛ در انتظار عدالتت ؛ و منتظر جمعه اي که صداي " جاء الحق و زهق الباطل " طنين انداز شود ...
و هنوز آيا زمان آن فرانرسيده است؟

منبع:مطالب قبلی


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:22  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

مرا بخوان


صدايم کن
اي اشتياق بي انتها
اي ايستاده بر فراز زمان
که رهگذري خسته ام
در بياباني بي آب
تفتيده در آفتاب
و تو تک درخت صحرايي
با سايباني گسترده و آبي روان
مرا سوي خويش بخوان
اي رويش بهار در هجوم خزان
که درمانده ام در چالش هاي زندگي
و همهمه هايي که نام مرا فرياد مي زنند
و تو برتر از هر صداي آشنا و دلنشيني
با طنين گرم هدايت
مرا از ياد مبر
که مي سوزم
در آتشي که خود برافروخته ام
و تنها تو مي تواني
خنکاي سرود ابراهيم را
در گوش آتش بخواني
مرا بخوان در خوش ترين خاطره ايام
در جشن حضور

منبع: وبلاگ یا امام زمان . مای بلاگ


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:21  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

مهدى از ديدگاه علماى اهل سنّت

 

 

اعتقاد به مهدويت ، اختصاص به شيعه ندارد ، بلكه بر اساس روايات فراوانى كه از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) ي رسيده، علماى اهل سنّت نيز اين موضوع را قبول دارند.


ولى معمولا آنان، تولّد حضرت مهدى را انكار مى كنند و مى گويند: شخصيّتى كه پيامبر اكرم از قيام او خبر داده، هنوز متولّد نشده است و در آينده تولّد خواهد يافت.


شبراوى شافعى در «الاتّحاف» گويد:«شيعه عقيده دارد مهدى موعود ـ كه احاديث صحيحه درباره او وارد شده ـ همان پسر حسن عسكرى است و در آخر الزّمان ظهور خواهد كرد، ولى صحيح آن است كه او هنوز متولّد نشده و در آينده متولّد مى شود و او از اشراف اهل بيت كريم است.»ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه، ذيل خطبه 16 مى گويد: «اكثر محدّثين عقيده دارند مهدى موعود از نسل فاطمه(عليها السلام) است و اصحاب ما معتزله آن را انكار ندارند و در كتب خود به نام او تصريح كرده اند و شيوخ ما به او اعتراف نموده اند. منتها او به عقيده ما هنوز متولّد نشده و بعداً متولّد خواهد گرديد.» با اين حال، تعدادى از مورّخان و محدّثان اهل سنّت، تولّد آن حضرت را ذكر كرده و آن را يك واقعيت دانسته اند ، از جمله:

 
1 ـ عزّالدّين ابن اثير (متوفّاى 630) در حوادث سال 260 هجرى مى نويسد:«ابو محمّد عسكرى (امام حسن عسكرى) در سال 232 متولّد شد و در سال 260 وفات يافت و او پدر محمّد است كه شيعه او را «منتَظَر» نامند.»

منیع:نورالمهدی

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:15  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

مولا

مولا.......
زمين در انتظار توست...
زمان به سويت قدم بر مي دارد...
سکوت آسمان نشان از نياز است! نياز به ياري!!
اينجا هر صدايي از هر کجا و هر چيز برخيزد، تو را مي خواند!
صداي دل سنگ را هم مي توان شنيد که در انتظار تو دست نيايش به سوي آسمان بلند کرده و اشک مي ريزد!
وقتي دل سنگ مي شکند، قلب مشتاقان را چگونه بايد توصيف کرد؟!
ما همه در انتظار تو همچو مرغاني پر شکسته در اميد مددکاري که زخم بالشان را ببندد و دست نوازش بر سرشان بکشد، به زمين و زمان مي نگرند، بر خاک ايستاده ايم.
تو تمام عشقي!
سمبل وجود!
بي تو زندگي مجهول خواهد ماند.
پس بر ديدگان ما قدم بگذار تا بودن، زندگي و عشق در خاک ما معنا بگيرد.
صداي پاي باران از عمق کوچه هاي تاريک چشمهاي زمان به گوش مي رسد و اميد شکفتن را به غنچه هاي سپيد ارزاني مي کند، وقتي که تو لبخند مي زني!
لحظه ها به هم پيوند مي خورند در آرامش و نشاط موسيقي نگاه تو!
صبح، سرود سلام را از تو مي آموزد و روز، سبزي سخاوت را از دستهايت!
پر پرواز پرنده ها و نغمه بر لب بلبلان تويي!
اميد به زندگي...
فصل طراوت...
سرمستي چکاوک هاي کوچک، همه نشانه ي حضور توست!
تو که هستي و نيستي!
تو که ميشنوي، مي بيني، اما نمي نماياني مهتاب رويت را به اين شب زدگان خسته!!
بيا تا شام ستم به زانو درآيد و پگاه آزادي سرافراز بر مسند ديده هاي زمين رخت براندازد.
دنيا ذره ذره مي سوزد در انتظار حضورت و لحظه لحظه جان مي سپارد در فراق نوازشت.
بازآ و اين نيمه جان را با جرعه جرعه ي زندگي سيراب کن.
شعله ي انتظار را با نفس پر مهرت بميران که دردي بس شکننده است و رنجي بس کشنده!
بيا!
بيا که چشمهاي ما، روشنايي را در مسير قدمهاي تو مي جويد!


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:12  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

<br/><a href="http://i37.tinypic.com/2nbdfyq.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

منبع


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 14:59  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

یک ماه روزه داری،یک ماه تزکیه نفس،یک ماه قبل از طلوع افتاب سحر گشودن و با صدای ربنا لاتزغ قلوبنا ی موذن افطار کردن گذشت اکنون روز عید فطر فرا رسید این روز خجسته را به همه ی مسلمانان تبریک می گویم.  کرنش های شما مقبول درگاه احدیت....!           

در ضمن به لطف حق و همکاری دوستان صلوات های تمام شد....!

انشالله بعدا نام میبرم!

یا علی


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:4  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

یا بقیه الله!
خورشید جمعه ای دیگر دارد به غروب ماتم می نشیند و انگار ، داغ هجران تو همچنان بر دل ما می ماند.
یا بقیه الله!
چشمان اشکبارم را ببین که به راه آمدنت سفید شد و تو باز هم نیامدی.
یا بقیه الله!
شاید خدایت نیامدنت را فرصتی دیگر برای من قرار داده است تا وقتی که تو می آیی خروش، پاک پاک باشد.

یا بقیه الله!
تو که خود فرموده ای که به احوال شیعیانت آگاهی. پس لابد خوب می دانی که میان ما و اذان ظهر و آسمان ، چه رابطه ای است!!!

یا بقیه الله!
تو که خود خوب می دانی برخروش چه دارد می گذرد! پس جان مادرت فاطمه، هق هق غروب جمعه ما را در دفتر عشقبازی های عشاقت ثبت کن.

یا بقیه الله!
خروش را کمک تا از نگاه پنهانش ، غریبی سیراب شود.

یا بقیه الله!
در این غروب جمعه ای دیگر، ضجه غریبانه خروش و نگاه خیسش را که به پیشگاه با شکوهت تقدیم می کند بپذیر.

یا بقیه الله!
وقتی که تو می آیی ، خروش در چه حال است ... خروش در چه حال است...

یا بقیه الله!....یا بقیه الله!....یا بقیه الله!....یا بقیه الله!

با تشکر از وبلاگ:راز دل با خدا


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 8:29  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

شهیدان برشهادت خنده کردند

به عطرخودبهاران زنده کردند


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 2:6  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

  بسم رب شهدا والصدیقین  

 

خدا وكيلي دوست داريد شهيد شويد يا نه؟

اگه دوست داريد من راهشو به شما نشون مي دم.

اگر شهيد شدن را مردن مي دانيد پس بي خيال شهيد شدن شويد.

اگه مي خواهيد شهيد شويد، نبايد ذره‌اي تعلق به د‌نيا داشته باشيد؛ ماشينم، موبايلم، زنم، شوهرم، حساب بانكي‌ام، حكم كارگزيني‌ام، اضافه كاري‌ام نداريم. * اين ياد‌تون باشه تا بعد...

اگر اهل نگاه به نا محرم و آرايش در ملأ عام و تيپ و مدل ناجور هستيد باز هم بي خيال شهادت شويد.خلاصه شهادت اصولي داره و راه كارهايي.

اگر روزي توانستيد مثل مهدي باكري قيد شهردار شدن رو بزنيد، اگر توانستيد مثل شهيد همت با يك پتو زندگي كنيد، اگر توانستيد پشت يه وانت بار مسافت طولاني را برويد و به پرستيژتان بر نخورد، اگر توانستيد از ماشين بيت المال استفاد‌ه نكنيد. اگر در عروسي ها و جشن هايتان بزن و بكوب راه نيانداختيد، اگر به جاي چند بار مكه رفتن، جهيزيه چند د‌ختر د‌م بخت را فراهم نموديد، اگر به جاي مراسم عروسي ميليوني به جشن كوچكي اكتفا كرد‌يد و اگر آخرت رو به د‌نيا ترجيح داديد؛ اون وقت اسمتون تو ليست شهدا قرار مي گيره.

آرزوي شهادت خوبه اما لياقت شهادت افتخار مي خواد. تقوي و اخلاص مي خواد. اگه د‌اشتيد اونوقت از خدا بخواهيد. ما هم كه لياقتش و نداريم ملتمس د‌عا هستيم.

منبع:گروه فرهنگی تفحص و یاران۵۹


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 6:16  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

وآنگاه که همیشه خود را مالک خود انگاشتند و فرموش کردند مخلوق

بودن خود را و این که صاحب دارد و خالق و آن هنگام که توانگران خود را

صاحب حیات و بقای خود دانستند و تهی دستان نیز خیال کردند که اگر

هم چون توانگران به خود اتکا کنند٬ می توانند از چنگال بیماری مهلک

نجات یابند، همه از شهر جهت فرار از بیماری و مرگ می گریختند و آن زمان

خداوند فراموش شد.

آنان فراموش کردند که مملوک اند و مخلوق.

به ناگاه عذابی بس عظیم تر، همگان را به خواب ابدی فرو برد، خوابی برخاسته

از غفلت و فراموشی پروردگار.

سالها از مرگ غافلین گذشت، آن مردمان که هزاران نفر بودند، بدنهایشان

پوسید و توده ی استخوان هایشان در خارج از شهر گوشه ای جمع شد

و تپه ی استخوانی سالها نماد عبرتی بود برای آیندگان... سوره ی بقره، آیه ۲۴۳

تا این که مردی از دیار خورشید پا به بیابان نهاد و با دیدن آنها آهی کشید

و به حال آنان گریست، از پیشگاه صاحب خود برای آنان طلب بخشش نمود

و با او گفت:

که بار خدایا! تو توانایی در دوباره زنده کردن مردگان، همانگونه که ایشان را

می راندی!

و به قطع زنده نمود خداوند آن مردگان را از روی فضل و مهربانیش،

چرا که آن برزگ مرد نبی و خلیفه او بود بر روی زمین و پاک دلی که از یاد

خدایش غافل نمی شد.این شخص پیامبر خدا حزفیل «ع» بود کتاب حیات القلوب باب ۱۴

و امروز این ماییم که پس از قرن ها غفلت پا به عرصه ی وجود

نهاده ایم، اما آیا عبرت می گیریم از گذشتگان خود و کردار

و آینده ی خود؟

روزها فکر من این است و همه شب سخنم 

              که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

              به کجا می روم آخر ننمایی وطنم؟؟؟

و ای کاش در فکر کار خویش بودیم.

در هراسم از این که ما را مرگی بزرگ تر از گذشتگان فرا گرفته باشد.

مرگی که در آن هیچ روشنایی نباشد و این مرگ، مرگ قلب هاست

تیرگی خاطره هاست، غفلت از یاد خدا!!!

و استخوان های متحرک امروز چه فرقی می کنند با استخوان های

انباشته ی دیروز؟

آیا امروز زندگی ما رنگ و بوی خدایی دارد؟

سوال من این است که اگر امام زنده و صاحب عصر و زمان نداشتیم

چگونه می زیستیم و چه فرقی با امروزمان می کرد؟

آیا بسنده کنیم به همین حد که هر ساله تنها جشنی برای ولادتش

گیریم و فراموش کنیم تا..........

و امروز این قلب هاست که مرده اند، سالیانی است که کمتر کسی

متذکر این مطلب است.

خدا نکند که ما مصداق « صم بکم عمی فهم لا یرجعون» بقره آیه ۱۸

باشیم که کر و لال و کور شده باشیم و هیچ چیز را نبینیم و آنچه

از یاد برده باشیم این باشد که ما صاحب داریم!

و شاید دوباره مردی از خورشید بیاید که دست به دعا بردارد و برای

زنده شدنمان درخواست نماید.

نه! نه!

مطمئن باش قطعا می آید...

او خواهد آمد......

او همان صاحب و ولی نعمت اصلی مان است، اوست که:

«یحی الارض بعد موتها»

هموست که زنده می کند زمین را پس از مردنش در حالی که:

« انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا»

التماس دعا برای فرج مولا....

اللهم عجل لولیک الفرج.....

منبع:۱۲۷۷ و یاران۵۹


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:35  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

بنا به اعتقاد شیعه، سعادت واقعی و دین داری حقیقی تنها از

مسیر معرفت اهل بیت (ع) و انجام دستورات آنان حاصل می شود.

تا آنجا که اگر کسی عمل هفتاد پیغمبر را داشته باشد اما ولایت

امیرالمومنین (ع) و اولاد طاهرینش را نداشته باشد، هیچ عملی

از او پذیرفته نخواهد شد.

در این میان بر معرفت نسبت به امام هر زمان به عنوان راه رهایی

از مرگ جاهلی تاکید شده است و حدیث متواتر و مشهور بین شیعه

و اهل تسنن که:

« هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا

رفته است.»

معرفت امام عصر (ع) دانستن نام و نسب و تاریخ و مکان ولادت ایشان

نیست، گرچه در این وادی عقل ها سرگردان و اندیشمندان متحیرند

همگان مکلف شده اند به قدر وسع در مسیر معرفت و محبت و

اطاعت از امام زمان خویش گام بردارند. 

شخصی از امام حسین (ع) پرسید: معرفت خدا چیست؟

« فرمودند: این که اهل هر زمانی امام خود را بشناسد که اطاعت

از او بر ایشان واجب است.»

باید با تمام وجود از درگاه خداوند متعال ، معرفت خدا و رسول و

حجتش را طلب کنیم و خود را در معرض انوار شناخت و آگاهی قرار

دهیم..

اگر ان وجود نازنین را آن سان که شایسته است بشناسیم، از ابزار

محبت و انجام وظیفه ی خویش در قبال آن ولی خدا و دلیل حق غافل

نخواهیم شد.

آن وقت است که از فرزند و پدر و مادر و ... دوست داشتنی ترش

خواهیم یافت.

اگر اکنون چنین محبتی را به پای آن جناب نمی ریزیم ، از معرفت

ناقص ماست.

در انجام آن و ظیفه کوتاهی می کنیم، چون او را نمی شناسیم.

به این وسیله ارتباطی میان خالق و مخلوق تمسک نمی جوییم ، چون

معرفت نداریم.

در امور خویش به اسباب ظاهری دل می بندیم، اما از آن وجود مبارکی

که سبب اتصال میان زمین و آسمان است غافل ایم.

از این روست که مداومت بر این دعای شریف در دوران غیبت

تاکید کرده اند: «اللهم عرفنی نفسک...»

خودم رو می گم باید از الفبای امامت آغاز کنم.

منبع:۱۲۷۷ و یاران۵۹


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:33  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

یکی از عالی ترین کتاب هایی که برکات و آثار دعا برای تعجیل

فرج و تکالیف شیعیان و محبان امام عصر(ع) را در عصر غیب آن

بزرگوار در مجموعه ای ارزنده و بی نظیر گرد آورده است،

کتاب شریف مکیال المکارم فی الفوائد الدعاء للقائم (ع) است.

این کتاب به امر مبارک امام زمان (ع) تالیف شده و حتی نام آن

 نیز به انتخاب خود آن حضرت است.

در جلد اول این کتاب مولف محترم با استفاده از آیات و روایات،

برای دعا جهت تعجیل فرج امام زمان(ع) ۱۰۲ فایده و اثر برشمرده

که من به برخی از اونها اشاره می کنم:

ـ باعث آمرزش گناهان و تبدیل سیئات به حسنات است.

ـ تعظیم و اجابت دعوت خداوند متعال و رسول الله (ص) است.

ـ در حکم یاری خداوند متعال است.

ـ باعث زیاد شدن نور ولایت امام زمان (ع) در دل است.

ـ ایمنی از عذاب و عقوبت آخرت را موجب می شود.

ـ ثواب خون خواهی حضرت سید الشهدا (ع) را دارد.

ـ موجب خراش بر چهره ابلیس پلید ابلیس است.

ـ مایه ی طول عمر می شود.

ـ ثواب شهادت در رکاب حضرت پیامبر(ص) و زیر پرچم حضرت مهدی

(ع) را دارد.

ـ دعا کننده را به ثواب طلب علم نائل می کند.

ـ فرشتگان در مجلسی که برای تعجیل فرج دعا شود حاضر می شوند.

ـ غم های دعا کننده را در دنیا و آخرت از بین می برد.

و....

التماس دعا.

اللهم عجل لولیک الفرج...

منبع: ۱۲۷۷ و یاران ۵۹


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:28  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

بار الها...به دانشمندان ما زهد و بی رغبتی به دنیا و نصیحت و خیرخواهی‌.

و به دانش آموزان ما جدیت و شوق و رغبت. و به شنوندگان ما پیروی و

پند پذیری. و به بیماران مسلمان شفا و آسایش . و به مردگان آنان رافت

و رحمت. و به پیرمردان ما وقار و متانت. و به جوانان ما بازگشت به سوی

توبه. و به زنان ما حیا و عفت عنایت کن....

منبع:۱۲۷۷ و یاران ۵۹


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:12  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم

گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است

گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

چشمه چشممان روان شد پس کی میایی.........................................


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 3:9  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

سلام.

یکی از عزیزان تو نظرات نوشته بود که مطلبی رو بنویسین تحت عنوان این که
"
چه کنیم که از مرگ نترسیم؟"

خوب من هم سعی کردم با همون دانش اندک خودم دست به تایپ بشم و یه مطلبی رو برای این عزیزمون بنویسم.

عزیزان این مطلب برای اولین باره که در وبلاگ نوشته می شه پس در صورت استفاده لطفا منبع اون رو قید کنید.

ببینید انسان در حالات مختلف یک نوع احساس نسبت به مرگ دارد در حال معنوی و دنیوی هر کدام فرق می کند.یعنی حال معنوی انسان رو از دنیا دور می کنه و انسان رو معشوق و علاقه مند به آن جهان در نتیجه رفتن به سوی معشوق می کنه.اما بعضی وقت ها انسان بخاطر یک سری لغزش ها از مرگ و عذاب های اخروی می ترسد و تنها راه نجات از آن گرداب که گناه نام دارد توسل به ائمه و یاری خواستن از آن ها و طلب استغفار از خدا کردن است.و این که انسان از ته دل استغفار کند و به استغفار خود وفادار باشد.و از کوچکترین لغزشی دریغ نکنه که توجه کردن به اون همانا و گرفتار شدن و غرق شدن در گرداب گناه همانا. وقتی انسان با استفاده از این روش اسباب گناه رو از بین برد به فکر این می افته که چی کار کنه که بتونه تو اون جهان سربلند باشه و به عبارتی درجش بالا باشه. پس با خواندن دعا ها قلب و جانش رو روشن نگه می داره.خوب این دیگه مرحله ی اخره وقتی قلب و جان ادمی روشن شد روح انسان ناخواسته پرواز می کنه و انسان خود بیشتر عاشق دیدار با معشوق میشه.در نتیجه نه تنها از مرگ نمی ترسه بلکه در هر زمان برای جان دادن آمادست. ولی یه چیز رو بگم که همیشه و در همه ی مرحله های یادتون باشه تنها راه موفقیت در این مراحل توجه به نماز و سبک نشمردن اونه.

ما رو هم از دعای خیرتون بی بهره نذارین.


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 3:57  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

«بسم رب المهدی المنتظر»

اکثر ماها رویاهای شیرینی از ظهور تو سرمون داریم! تا اون‌حد که وقتی به مشکلی تو زندگی‌مون برمی‌خوریم، فوری دست به دعا میشیم و خواهش و تمنّا، که آقا توروخدا بیا! بیا و مشکلات ما و جامعه‌مون رو رفع کن!

وقتی گرونی میشه و مرغ و گوشت و نون و شیرو... قیمتش میره بالا، میگیم کاش آقا بیاد و همه چی رو درست کنه!
وقتی از کسی بدی می‌بینیم، یا کسی به حرف‌مون گوش نمی‌کنه، یادمون می‌افته آقایی هم داریم و بهانه‌ای میشه بریم در خونه‌ا‌ش!
وقتی بهمون ظلم میشه دست به دعا میشیم و آقا رو صدا می‌زنیم....

خلاصه کنم، اینقدر نازک‌نارنجی هستیم که تاب مشکلات دنیای ساختۀ دست خودمون رو هم نداریم....!

اما مضمون حدیثی از پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) اینطوریه که: حضرت مهدی (عجل‌الله) هم مثل جدشون و سایر پدران‌ بزرگوارشون مصائب و سختیهای فراوانی رو متحمل میشن...

پیامبر ما از زمانیکه مبعوث شدن، تا زمانی‌که بتونن جزیرة‌العرب رو تحت فرمان خودشون دربیارن، 80 جنگ و سریه رو پشت سر گذاشتن. جنگ‌های سخت و نفس‌گیری که حتی دندان مبارک‌شون هم شکست.
حتی عموی خودشون رو در این جنگ‌ها از دست دادن. پیکر بی‌جان خیلی از صحابی‌ها و یاوران‌ خودشون رو در برابر چشم‌شون دیدن. کلی ناسزا‌ها و تمسخرها شنیدن. کلی سختی‌ها و محاصره‌ها و مشکلات رو تحمل کردن‌، تــــــا بالاخره اسلام بر جزیرة‌العرب حاکم شد!

مسلماً غیرممکن وقتی فرزندشون امام زمان (عجل‌الله) هم ظهور می‌کنن، یک‌شبه و یه‌هویی، دنیای تیره‌ای که ما آدم‌ها ساختیم، بهشت بشه! یعنی سختی‌ها و رنج‌ها و جنگ‌ها در پیش داریم....

پس مایی که مدّعی منتظر بودن و آقابیا آقابیا هستیم! باید خودمون رو اینقدر ساخته باشیم که وقتی در این جنگ‌ها دندون‌مون شکست، خم به ابرو نیاریم! وقتی دست و پامون رو از دست دادیم ذره‌ای ناراحت نشیم!!

باید اینقدر قوی باشیم که وقتی اعضای خانواده و عزیزترین چیزهامون رو، در این راه از دست دادیم، از منتظر بودن و آرزوی ظهور داشتن، پشیمون نشیم!!

باید اینقدر بزرگ شده باشیم که بتونیم سخت‌ترین مشکلات و رنج‌ها و مصائب رو تحمل کنیم و از یاری و دوستی حضرت دست برنداریم....

باید اینقدر پخته و محکم شده‌ باشیم که در برابر فرمان‌ها و کارهای حضرت، شک و تردید به دلمون نفوذ نکنه... (مثل جریان حضرت موسی و سوراخ کردن کشتی و...)

آقا همچین سربازهای وفاداری نیاز دارن...

حالا به نظر شما، کدوم یکی‌مون آمادۀ ظهوریم؟؟؟

کدوم‌مون مرد عمل‌ایم؟؟؟

کدوم‌مون واقعا حضرت رو دوست داریم؟؟؟

خدایا کمکمون کن همونی باشیم که تو می خوای؟

یا صاحب‌الزمان، التماس دعا

با تشکر از وبلاگ : نرجس


+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 12:11  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

«هو الغفور»

فردی، به ادای نماز جماعت عادت داشت! (البته این عمل قابل تقدیره که انسان نمازهای یومیه‌‌شو در مسجد و با جماعت بخونه) ولی خب این فرد سنّت‌ش این بود که همیشه، صف اول، پشت امام جماعت، نمازشو بخونه!

یکی از روزها، یه کم دیر به مسجد رسید و دید جای همیشگیش توسط فرد دیگه‌ای اشغال شده! به ناچار صف دوم-سوم ایستاد.......

نماز که شروع شد احساس حقارت کرد که چرا باید جای همیشگیش اشغال میشد و اون باید تو صف‌های بعدی بایسته!؟

وقتی به خودش اومد که، دید نماز جماعتی که در طول سی‌سال خونده، خالص نبوده و آلوده به خودنمایی!

منبع: رسالۀ حقوق امام سجاد (علیه‌السلام)، شرح نراقی

* * *

امیدوارم ما از اون دسته‌ای نباشیم که بعد از سالها تازه متوجه مشین انتظارشون واقعی نبوده، چله‌نشینی‌هاشون، یا خدای نکرده مسلمونی‌شون...........!!

 

حــــــــق همی گوید چه آوردی مـــــــــرا؟            اندر این مهــــلت که دادم من، تو را

عمــــــر خـود را در چه پایـان بـــــــرده‌ای؟            قوت و قوّت در چه فــــانی کرده‌ای؟

گوهــــــــــر دیده کـــجا فرســـــــــوده‌ای؟             پنــــج حـــس را در کجا پــالوده‌ای؟

گوش و چشم و هوش و گوهرهای عرش            خرج کردی، چه خریدی تو ز فرش؟

نعـمتت دادم، بگو شـــکرت چه بـــــــود؟             دادمت سرمایۀ، هین بنمای سـود

* * *

ای کسی‌که برای هر خیری، جز به تو امیدی نیست...
و در هر شرّی می‌توان از غضبش در امانش قرار گرفت!
ای کسی‌که بسیار عطا می‌کنی، برای عملی ناچیز و بسیار کم...
ای کسی‌که عطا می‌کنی به کسی‌که تو را بخواند...
ای کسی‌که، به کسی‌که تو را نمی‌خواند نیز، عطا می‌کنی!
آن هم از جود و رحمتت....

پس آنچه را از تو می‌خواهم به من عطا کن!
تمام خیر دنیا و آخرت را به من عطا کن!

و دور کن از من آنچه را از تو می‌خواهم!
تمام شرّ دنیاو آخرت را از من دور کن...

که آنچه من از تو می‌خواهم، هرگز به تو کمبودی نمی‌رساند...

ای کریم!
فضل و کرمت را بر من زیاد کن...

ای صاحب شکوه و کرامت!
ای صاحب بخشش و نعمت‌های فراوان!
ای صاحب منّت و دوام نعمت!

پس حرام کن بر چهرۀ من، آتش جهنّمت را...

منبع: دعای روزهای ماه رجب

«آمین یا رب العالمین»

التماس دعا

با تشکر از وبلاگ:نرجس


+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 12:9  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

 

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

 

از دماغ من سرگشته خیال دهنت

 

به جفای فلک و غصه دوران نرود

 

در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند

 

تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود

 

هرچه جز بار غمت بر دل مسکین منست

 

برود از دل من وز دل من آن نرود

 

آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

 

که اگر سر برود از دل و از جان نرود

 

گر رود از پی خوبان دل من معذور است

 

درد دارد چه کند کز پی درمان نرود

 

هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان

 

دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود

و اما روایت امروز...

 

روزی شـیـطان عرض کـرد که، الهی! بندگان تـو، تـو را دوسـت می دارند و نافـرمانی تو می کنند و مــرا دشمن دارند و اطاعتم می نمایند.

خطاب رسید که ای ابلیس! به واسطه همان دوستی که با من دارند و دشمنی که با تو دارند، از نافرمانی های آنها درخواهم گذشت.

دوستان منتظر صلوات های شما هستیم تعداد صلوات ها تغییر نکرده....

 


+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 0:49  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

هرکس به جهان مایل دیدار تو شد

                              با دادن جان خود خریدار تو شد

از بسکه صدا زند تو را یا مهدی

                               آخر به سر راه تو ایثار شد.

 تعداد صلوات ها باقیمانده: ۱۲۳۷۰

منتظر صلوات های شما جهت خوشنودی ایشان هستم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 14:53  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

تا به کی در پرده غیبت تویی مهدی ما

                              کی شود آیی به در یابن الحسن صاحب زمان

تا به کی گوییم این گمگشته پیدا می شود

                              کی شود آید خبر یابن الحسن صاحب زمان

تا به کی چشم امید ما بود در انتظار

                              کی شود آیی ز در یابن الحسن صاحب زمان

تا به کی چشم انتظاری می کشیم ای منتظر

                             کی شود آید بسر یابن الحسن صاحب زمان

تا به کی دین مبین افتاده باشد در خطر

                             کی شود آرد عمل یابن الحسن صاحب زمان

تا به کی چشم ولا پیچیده باشد در خفا

                            کی شود گیری بسر یابن الحسن صاحب زمان

تا به کی شمس الضحی در پشت ابر غیبتی

                           کی شود آیی به در یابن الحسن صاحب زمان

تا به کی ای منتقم حاکم بود خود دغا

                            کی شود فتح و ظفر یابن الحسن صاحب زمان

تا به کی گویی فرج از مهدی قائم رسد

                            کی شود بر ما نظر یابن الحسن صاحب زمان

تا به کی آرام دل در آتش هجران بود.

                             کی شود هجران بسر یابن الحسن صاحب زمان

             

               

            

با تشکر از وبلاگ : اباالفضلی ها

 تعداد صلوات های باقیمانده:۱۳۴۷۰

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 7:47  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

سلام امروز می خوام یه طرح جالب راه اندازی کنم هدیه به آقا امام زمان (عج)

تعداد صلوات هایی رو که می فرستین تو نظرت بنویسید تا بعد از خوندن نظرات از ۱۴۰۰۰ کم کنم.

دلم می خواد اول خودم شروع کنم. ۱۰۰ صلوات هدیه به آقا

اگر مریض هم دارید شک نکنید این صلوات ها رد خور ندارد.

به امید فرجش .

یا حق

تعداد صلوات های باقی مونده  ۱۳۹۰۰

تمامی نظرات پاسخ داده شدند.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:36  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

قال المهدي عليه السلام : براي فرج (من) زياد دعا كنيد، چراكه اين (زياد دعا كردن) خود فرج و گشايش (در كارهاي) شماست
                    
                   

 گفتم فراق تا کی ؟ 

                      گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است ؟ 

گفتا تو خود حجابی ، ورنه رخم عيان است 

                      گفتم که ازتوپرسم جانا نشان کويت 

گفتا نشان چه پرسی ، آن کوی بی نشان است  

              
گفتم مرا غم تو خوشتر زشادمانی

 
گفتا که درره ما غم نيز شادمان است 

                     
گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم 

 
گفت آن که سوخت اورا کی ناله وفغان است 

 
 گفتم فراق تاکی ؟ گفتا که تا توهستی 

                   گفتم نفس همين است ، گفتا سخن همان است  
 
                  
 گفتم که حاجتی هست ، گفتا بخواه از ما  


                   گفتم غمم بيفزا ، گفتا که رايگان است   

گفتم زفيض بپذير اين نيم جان که دارد   

                  گفتا نگاه دارش غمخانه تو جان است  



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 15:52  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

کیست مهدی کعبه ی جان همه

                                    کیست مهدی آرزوی فاطمه

کیست مهدی همدمی نشناخته

                                    خلق نادیده به او دلباخته

کیست مهدی حامی محرومها

                                   کیست مهدی یاور مظلوم ها

کیست مهدی حجت ثانی عشر

                                   کیست مهدی منجی کل بشر

کیست مهدی درد دل را التیام

                                   کیست مهدی آخرین مرد قیام.....

 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 15:39  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

آقا جان کجایی..................

61
 
به فدای غریبیت یا غریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 16:16  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

شبی در حال مستی تكيه بر جای خدا كردم

در آن يك شب خدايا من عجايب كارها كردم

جهان را روی هم كوبيدم از نو ساختم گيتی

ز خاك عالم كهنه جهانی نو بنا كردم

كشيدم بر زمين از عرش، دنيادار سابق را

سخن واضح تر و بهتر بگويم كودتا كردم

خدا را بنده ی خود كرده خود گشتم خدای او

خدايی با تسلط هم به ارض و هم سما كردم

ميان آب شستم سهر به سهر برنامه پيشين

هر آن چيزی كه از اول بود نابود و فنا كردم

نمودم هم بهشت و هم جهنم هردو را معدوم

كشيدم پيش نقد و نسيه، بازی را رها كردم

نمازو روزه را تعطيل كردم، كعبه را بستم

وثاق بندگی را از رياكاری جدا كردم

امام و قطب و پيغمبر نكردم در جهان منصوب

خدايی بر زمين و بر زمان بی كدخدا كردم

نكردم خلق ، ملا و فقيد و زاهد و صوفی

نه تعيين بهر مردم مقتدا و پيشوا كردم

شدم خود عهده دار پيشوايی در همه عالم

به تيپا پيشوايان را به دور از پيش پا كردم

بدون اسقف و پاپ و كشيش و مفتی اعظم

خلايق را به امر حق شناسی آشنا كردم

نه آوردم به دنيا روضه خوان و مرشد و رمال

نه كس را مفتخور و هرزه و لات و گدا كردم

نمودم خلق را آسوده از شر رياكاران

به قدرت در جهان خلع يد از اهل ريا كردم

ندادم فرصت مردم فريبی بر عباپوشان

نخواهم گفت آن كاری كه با اهل ريا كردم

به جای مردم نادان نمودم خلق گاو و خر

ميان خلق آنان را پی خدمت رها كردم

مقدر داشتم خالی ز منت، رزق مردم را

نه شرطی در نماز و روزه و ذكر و دعا كردم

نكردم پشت سر هم بندگان لخت و عور ايجاد

به مشتی بندگان آْبرومند اكتفا كردم

هر آنكس را كه ميدانستم از اول بود فاسد

نكردم خلق و عالم را بری از هر جفا كردم

به جای جنس تازی آفريدم مردم دل پاك

قلوب مردمان را مركز مهر و وفا كردم

سری داشت كو بر سر فكر استثمار كوبيدم

دگر قانون استثمار را زير پا كردم

رجال خائن و مزدور را در آتش افكندم

سپس خاكستر اجسادشان را بر هوا كردم

نه جمعی را برون از حد بدادم ثروت و مكنت

نه جمعی را به درد بی نوايی مبتلا كردم

نه يك بی آبرويی را هزار گنج بخشيدم

نه بر يك آبرومندی دوصد ظلم و جفا كردم

نكردم هيچ فردی را قرين محنت و خواری

گرفتاران محنت را رها از تنگنا كردم

به جای آنكه مردم گذارم در غم و ذلت

گره از كارهای مردم غم ديده وا كردم

به جای آنكه بخشم خلق را امراض گوناگون

به الطاف خدايی درد مردم را دوا كردم

جهانی ساختم پر عدل و داد و خالی از تبعيض

تمام بندگان خويش را از خود رضا كردم

نگويندم كه تاريكی به كفشت هست از اول

نكردم خلق شيطان را عجب كاري به جا كردم

چو ميدانستم از اول كه در آخر چه خواهد شد

نشستم فكر كار انتها را ابتدا كردم

نكردم اشتباهی چون خدای فعلی عالم

خلاصه هرچه كردم خدمت و مهر و صفا كردم

زمن سر زد هزاران كار ديگر تا سحر ليكن

چو از خود بی خود بودم ندانسته چه ها كردم

سحر چون گشت از مستی شدم هوشيار

خدايا در پناه می جسارت بر خدا كردم

شدم بار دگر يك بنده درگاه او گفتم

خداوندا نفهميدم خطا كردم ....


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 4:47  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

دلنوشته:....:

خدایا این روزا از هرکی بپرسی چه آرزویی داری.تمام جان و مال و هستی رو نام می بره! اما به عزیزترین کسم که تو هستی قسم اگه از من بپرسن تنها آرزوت چیه؟ از ته وجود خواهم گفت :"الهم عجل لولیک الفرج والعافیت و النصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره"
اگه زیاده همون اولی بسه....


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 4:44  توسط آقاسید  |