تبليغاتX
یار جمکرانی من
السلام علیک حین ترکع و تسجد

 

---------------------------------------------->

لا تخلو الارض من قائم بحجة (اما) ظاهر مشهور، أو خاف مغمور، لئلا تبطل حجج الله و بيناته

زمين از برپا دارنده حجت تهى نباشد، چه او آشكار باشد و مشهور و چه مخفى و پنهان، و اين از آن روست كه حجتها و بينات الهى باطل نشود.

ينابيع المودة، ج 1 ، ص 89، ح 34 ، اكمال الدين، ص 291 ، ح 2، نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 37 خطبه 147


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:40  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

سوره‏ بقره، آيه 155

وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشيْء مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوع وَ نَقْص مِّنَ الأَمْوَلِ وَ الأَنفُسِ وَ الثَّمَرَتِ وَ بَشرِ الصبرِينَ(155)

و البته شما را به چيزي از ترس و گرسنگي و كمبودي از اموال و جانها و ثمرات مي‏آزماييم و مژده ده صبر پيشگان را.

امام صادق عليه‏السلام فرمود: به ناچار بيش از قيام قائم. سالي خواهد بود كه مردم در آن گرسنگي كشند و ترس شديدي از جهت كشتار به آنان رسد. و در اموال و جانها و ميوه‏ها كمبودي حاصل گردد. و البته اين مطلب در قرآن به روشني آمده و سپس همين آيه را تلاوت فرمود.

كتاب الغيبة، ص 132.

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:29  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

سوره بقره، آيه 1-3

الم(1) ذَلِك الْكتَب لا رَيْب فِيهِ هُدًي لِّلْمُتَّقِينَ(2)الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصلَوةَ وَ ممَّا رَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ(3)

 

الم. از اسرار و رموز قرآن است. اين كتاب كه هيچ ترديدي در آن نيست. روشنگر راه پرهيزكاران است. آنانكه به غيب ايمان آوردند و نماز را بر پاي دارند و از آنچه به ايشان روزي داده‏ايم انفاق مي‏كنند.

امام صادق عليه‏السلام در جواب سائل كه از او پيرامون اين آيه توضيح خواست مي‏فرمايد: متقيان شيعيان علي عليه‏السلام هستند و غيب همان حجت پوشيده از نظرهاست.

كمال‏الدين و تمام النعمه، جلد 2، ص 340.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:27  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

سوره‏ بقره، آيه 155

وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشيْء مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوع وَ نَقْص مِّنَ الأَمْوَلِ وَ الأَنفُسِ وَ الثَّمَرَتِ وَ بَشرِ الصبرِينَ(155)

و البته شما را به چيزي از ترس و گرسنگي و كمبودي از اموال و جانها و ثمرات مي‏آزماييم و مژده ده صبر پيشگان را.

امام صادق عليه‏السلام فرمود: به ناچار بيش از قيام قائم. سالي خواهد بود كه مردم در آن گرسنگي كشند و ترس شديدي از جهت كشتار به آنان رسد. و در اموال و جانها و ميوه‏ها كمبودي حاصل گردد. و البته اين مطلب در قرآن به روشني آمده و سپس همين آيه را تلاوت فرمود.

كتاب الغيبة، ص 132.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:25  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

بر قامت دلرباي مهدي(عج) صلوات

قيامت قامت و قامت قيامت

قيامت مي‏كند اين قدّ و قامت‏

مؤذّن گرببيند قامتت را

به «قد قامت» بماند تا قيامت‏

بر قامت دلرباي مهدي(عج) صلوات‏

ناصر عمادي - اصفهان - علوم تربيتي‏


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:16  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

امام زمان(عج)

ياران مهدي را بايد در ميان سلاح بردوشان و كفن پوشان و جان بركفان و مبارزان و سنگر نشينان و خدمت‏گذاران به اين انقلاب و تقويت كنندگان سپاه دين و حرمت گذاران به خون و خانواده شهيدان يافت.

نه در ساكنان و بي تفاوتان! و نه در رفاه زدگان و عافيت طلبان.

يا مهدي! «حضور» چون «غيبت» تو، زمان و تاريخ را آكنده است؟!

حاضرترين حاضران ،به گردپاي «حضور غايبانه‏ات»نمي‏رسند.

اي معني حضور در غيبت!

از جواد محدثي - فرستنده مطهره اثني عشري‏


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:10  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

السلام عليك يا فارس الحجاز

ديرگاهي است كه تو را مي‏شناسم. از آن زماني كه خود را يافته‏ام غروبهاي جمعه هميشه برايم دلتنگ كننده و دلگير بوده است، وقتي با نام زيبايت آشنا شدم معناي غربت و كسل بودن غروبها را يافتم. آن زمان لحظات آخريني بود كه منتظران ظهورت دعاي سمات را اشكبار زمزمه مي‏كردند شايد كه بيايي اما تاكنون كه در پرده غربتي.

مهدي جان! تو حاضري و مارااز وراي ابر غيبت هماره نگهبان و مراقب.

مي‏دانم اگر لحظه‏اي لطفت از سرمان برداشته شود آن لحظات طوفاني‏ترين زمانهاست. مولا! تنها تو را مي‏شناسم و براي درد دل تنها گوش شنواي توست كه پذيراي دل دردمند ماست.

مولاي، غريب! من نيز از تو درد آشناتر در اين روزها هيچ كس را ندارم، روزهاي بي كسي و تنهايي، روزهايي كه مي‏دانم در قافله عشاقت خيلي عقب مانده‏ام. آنها بال درآورده‏اند و پاي ره مي‏سپارند و سير و سلوك مي‏كنند امامن با پاي لنگ و سنگ در راه بادلي ظلمت گرفته، گريان بر جاي مانده‏ام. قفلي زنجيردار مرا نمي‏گذارد كه ره پيمايم. مولا خود پناهم ده. مولا خود نجاتم ده.

ن. يوسفي چوبيني - آزاد شهركرد


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:6  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

السلام علي المهدي الذي و عدالله عزوجل - به الامم‏

چراغ خانه را روشن كنيد، آواز بگذاريد

كسي بايد بيايد، لاي در را باز بگذاريد

بيفشانيد آبي بر حياط و يادتان باشد

كه در بالاي مجلس چهار بالش ناز بگذاريد

الا دلهاي تمرين كرده دور از او پريدن را

از اينجا تا رسيدنگاه او پرواز بگذاريد

بياييد، بيشتر گل مي‏دهد بيش انتظاران را

اگر دل كنده‏ايد از اين صبوري باز بگذاريد

نگاهش راهزن بسيار دارد من كه مي‏ترسم‏

مگر در رهگذار چشم او سرباز بگذاريد!

فرستنده: مشترك 031264 - علوم پايه - فردوسي مشهد

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:2  توسط آقاسید  |