تبليغاتX
یار جمکرانی من
السلام علیک حین ترکع و تسجد

 

---------------------------------------------->

دريا

ما، بي تو، تا دنياست، دنيايي نداريم

چون سنگ خاموشيم و غوغايي نداريم

اي سايه سار ظهر گرم بي ترحم!
جز سايه دستان تو، جايي نداريم

تو آبروي خاکي و حيثيت آب
دريا تويي؛ ما جز تو دريايي نداريم

وقتي عطش مي بارد از ابرسترون
جز نام آبي تو، آوايي نداريم

شمشيرها را گو: ببارند از سر بغض
از عشق، ما جز اين تمنايي نداريم!


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:26  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

پرتوى از سيره و سيماى امام مهدى(عليه السلام)

 

حضرت مهدى(عليه السلام) در نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر سامرّا متولّد گرديد.

نام مشهور مادر آن حضرت، نرجس [نرگس] است.


پنج سال از زندگانى او در حيات پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى گذشت.

در آن مدّت، فعّاليّت مهمّ و اساسى امام عسكرى بر دو امر مهمّ متمركز بود:

1ـ احتياط كامل از دستگاه حاكم

2ـ آشنا كردن او با ياران نزديك خود.


امام مهدى(عليه السلام) پس از پدر، مسئوليت امامت را در سال 260 هجرى در پنج سالگى به عهده گرفت.


خردسالى امام پديده اى شگفت آور نيست، همان طور كه حضرت يحيى در كودكى صاحب حكم نبوّت شد، چنان كه خداوند در سوره مريم، آيه 12 مىفرمايد: «يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّة وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا»اى يحيى! كتاب آسمانى را با نيرو بگير. و اين گونه او را در كودكى حكم نبوّت داديم.


امام حسن عسكرى(عليه السلام) چند روز پيش از وفات، به دوستان خود، در مجلسى كه چهل تن از ياران وفادارش حضور داشتند و از جمله آنان محمّد بن عثمان و معاوية بن حكيم و محمّد بن ايّوب بودند، چنين فرمود:

«او بعد از من صاحب و خليفه شماست، او قائمى است، كه گردن ها منتظرانه، به سوى او كشيده مى شود.


هنگامى كه زمين از ستم و ناروا پر شد، خروج مىكند، و زمين را از قسط و عدل سرشار مىسازد.»

غيبت صغرى از سال 260 هجرى تا سال 329 هجرى به طول انجاميد.


امام مهدى(عليه السلام) با بعضى از ياران نزديك خود به طور مستقيم تماس مى گرفت و به آنان توصيه مى فرمود كه مشاهدات خود را در ميان مردم تبليغ كنند و سفارش مىكرد كه مكان و ساير خصوصيّاتى را كه راه وصول به سوى او را براى مقامات دولتى آسان مى ساخت، پنهان دارند.


آن حضرت به مسائل گوناگون مردم از طريق وكيلان و سفيران خود، كه مورد اعتماد او بودند، پاسخ مى داد; فقط با كسانى كه اخلاصشان محرز و مورد اطمينان كامل بودند و راز را افشا نمىكردند تماس مى گرفت.


تلاش هاى پيگير معتمد، خليفه عبّاسى و پس از او معتضد، براى دستگيرى حضرت مهدى(عليه السلام) بى نتيجه ماند.


مأموران براى چندمين بار در سامرّا خانه امام حسن عسكرى را محاصره كردند، همه جاى خانه را بازرسى نمودند، وقتى وارد خانه شدند از سرداب، بانگ تلاوت قرآن به گوش رسيد. بر در سرداب فراهم آمدند و آنجا را محاصره كردند تا كسى نه در آنجا به درون رود و نه از آنجا بيرون آيد. فرمانده سربازان بر در ايستاد تا همه سربازان به او پيوستند. امام(عليه السلام) از در سرداب بيرون آمد و از مقابلشان گذشت، وقتى از چشم ناپديد شد، فرمانده گفت: پايين برويد. گفتند آيا او نبود كه از برابر تو گذشت؟ جواب داد: من كسى را نديدم.

پس چرا او را رها كرديد؟ گفتند ما پنداشتيم كه تو او را ديده اى.

اموال و حقوق شرعى اى كه از طرف شيعيان به امام (عليه السلام) مى رسيد، توسّط نمايندگان و وكيلان توزيع مى شد و به مصرف واقعى خود مى رسيد.


قسمتى از اموال به طور مستقيم به دست امام (عليه السلام) مى رسيد و قسمتى را نايب، بر وفق قواعد و احكام اسلامى در صرفِ حقوق، مصرف مى كرد.


وظايف نوّاب آن حضرت، علاوه بر رسيدگى به امور مالى، گرفتن سؤالات و رساندن آن به امام و رساندن پاسخ امام به مردم بود.

 

منبع:نورالمهدی


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:25  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

نوّاب چهارگانه

 

 

نوّاب چهارگانه كسانى بودند كه در غيبت صغرى از طرف امام(عليه السلام)داراى وكالت خاصّه بودند.


آنان به ترتيب و بنا به تسلسل تاريخى عبارت بودند از:

1ـ عثمان بن سعيد العمرى، مدّت نيابت پنج سال،

2ـ محمّد بن عثمان العمرى، مدت نيابت حدود چهل سال،

3ـ حسين بن روح نوبختى، مدّت نيابت حدود بيست و يك سال،

4ـ و على بن محمّد سمرى، مدّت نيابت سه سال.


و با پايان زندگى اين چهار نفر، دوران غيبت صغرى در سال 329 هجرى به پايان رسيد و سپس دوران غيبت كبرى آغاز گرديد.


تحرّكات و تلاش هاى آنان - بدون اين كه مأمورين را به خود جلب كنند - بسيار سرّى بود.


از جمله كوشش هاى آنها حلّ مشكلات علمى و شركت در بحث ها و مناظرات عقيدتى بود كه براى راهنمايى پايگاههاى مردمى يا براى پاسخگويى به شبهه ها و دفاع از اسلام انجام مى شد.


نيابت و نمايندگى خاصّ از طرف امام مهدى(عليه السلام) 69 سال و شش ماه و پانزده روز ادامه داشت و اين مدّت، غيبت صغرى نام دارد.

غيبت صغرى در سال 329 پايان يافت.

در آن وقت، عمر امام مهدى(عليه السلام)74 سال بود.

آن گاه غيبت كبرى آغاز گرديد تا خداوند حكيم در زمان و شرايط مساعد به آن حضرت اجازه ظهور دهد تا زمين را پر از عدل و داد كند و حكومت واحد جهانى را تشكيل دهد و آرزوى بشريّت را، كه همان تحقّق مدينه فاضله است، محقّق گرداند.


به اميد آن روز.

منبع:نورالمهدی


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:24  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

حضور

...در اين هنگام از تاريکي ؛ تنها صداي نفس کشيدن ساعت شماته دار بگوش ميرسد ؛
و زمان ميگذرد ؛
و تو سالهاست که همچنان از پس "ابر غيبت نظاره گر مدعيان انتظاري ؛ و خود چشم انتظارمصلِحان منتظر مصلَح ؛
و اينک آيا آن زمان فرانرسيده است؟
مولا ي من ؛ زاهدان منتظر روزيند که که زهد و تقواي مهدوي ، عالم گير شود ؛
و عابدان در انتظار ساعتي که به همراه مسيح ، نمازي به امامتِ ولايت اقامه کنند ؛
و عارفان چشم به راه جمعه اي که مست از ظهور تو ، از شراب حضورت ، جامها بزنند.
آقاي من ؛ چه ندبه اي هايي که هنوز ترنم " متي ترانا و نراک " شان به گوش ميرسد ...
و چه بسيار عاشقاني که با نواي " اللهم ارني الطلعة الرشيده " از اين جهان رخت بربستند؛
و چه بسيار دلباختگاني که با آرزوي " فاخرج من قبري " چشم از اين دنيا فروبستند ؛ و چه بسيار منتظران منتَظَر ....
و ما نيز آيا نعمت رؤيت قائم نصيبمان نميگردد؟
ميرسد آيا به ما صداي " انا المهدي " ات ، زماني که " پا در جاي قدوم خليل بت شکن " نهاده اي ،
... و ميشود آيا فرياد " بقية الله خير لکم " ات ، هنگامي که تکيه بر کعبه کرده اي ، ذوالفقار علوي در دست داري و آماده ي انتقامي از کشندگان جد مظلومت حسين - عليه السلام - ، گوش ما را هم بنوازد؟
اي دليل "اتصال زمين و آسمان " هنوز آيا زمين " ملئت ظلما و جورا " نشده که با رايت عباسي ات سايه ي عدلت را بر آن بيفکني ؟
مهديا ؛ اينک جهان بيش از هرزمان درانتظار توست ؛ در انتظار عدالتت ؛ و منتظر جمعه اي که صداي " جاء الحق و زهق الباطل " طنين انداز شود ...
و هنوز آيا زمان آن فرانرسيده است؟

منبع:مطالب قبلی


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:22  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

مرا بخوان


صدايم کن
اي اشتياق بي انتها
اي ايستاده بر فراز زمان
که رهگذري خسته ام
در بياباني بي آب
تفتيده در آفتاب
و تو تک درخت صحرايي
با سايباني گسترده و آبي روان
مرا سوي خويش بخوان
اي رويش بهار در هجوم خزان
که درمانده ام در چالش هاي زندگي
و همهمه هايي که نام مرا فرياد مي زنند
و تو برتر از هر صداي آشنا و دلنشيني
با طنين گرم هدايت
مرا از ياد مبر
که مي سوزم
در آتشي که خود برافروخته ام
و تنها تو مي تواني
خنکاي سرود ابراهيم را
در گوش آتش بخواني
مرا بخوان در خوش ترين خاطره ايام
در جشن حضور

منبع: وبلاگ یا امام زمان . مای بلاگ


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:21  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

مهدى از ديدگاه علماى اهل سنّت

 

 

اعتقاد به مهدويت ، اختصاص به شيعه ندارد ، بلكه بر اساس روايات فراوانى كه از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) ي رسيده، علماى اهل سنّت نيز اين موضوع را قبول دارند.


ولى معمولا آنان، تولّد حضرت مهدى را انكار مى كنند و مى گويند: شخصيّتى كه پيامبر اكرم از قيام او خبر داده، هنوز متولّد نشده است و در آينده تولّد خواهد يافت.


شبراوى شافعى در «الاتّحاف» گويد:«شيعه عقيده دارد مهدى موعود ـ كه احاديث صحيحه درباره او وارد شده ـ همان پسر حسن عسكرى است و در آخر الزّمان ظهور خواهد كرد، ولى صحيح آن است كه او هنوز متولّد نشده و در آينده متولّد مى شود و او از اشراف اهل بيت كريم است.»ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه، ذيل خطبه 16 مى گويد: «اكثر محدّثين عقيده دارند مهدى موعود از نسل فاطمه(عليها السلام) است و اصحاب ما معتزله آن را انكار ندارند و در كتب خود به نام او تصريح كرده اند و شيوخ ما به او اعتراف نموده اند. منتها او به عقيده ما هنوز متولّد نشده و بعداً متولّد خواهد گرديد.» با اين حال، تعدادى از مورّخان و محدّثان اهل سنّت، تولّد آن حضرت را ذكر كرده و آن را يك واقعيت دانسته اند ، از جمله:

 
1 ـ عزّالدّين ابن اثير (متوفّاى 630) در حوادث سال 260 هجرى مى نويسد:«ابو محمّد عسكرى (امام حسن عسكرى) در سال 232 متولّد شد و در سال 260 وفات يافت و او پدر محمّد است كه شيعه او را «منتَظَر» نامند.»

منیع:نورالمهدی

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:15  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

مولا

مولا.......
زمين در انتظار توست...
زمان به سويت قدم بر مي دارد...
سکوت آسمان نشان از نياز است! نياز به ياري!!
اينجا هر صدايي از هر کجا و هر چيز برخيزد، تو را مي خواند!
صداي دل سنگ را هم مي توان شنيد که در انتظار تو دست نيايش به سوي آسمان بلند کرده و اشک مي ريزد!
وقتي دل سنگ مي شکند، قلب مشتاقان را چگونه بايد توصيف کرد؟!
ما همه در انتظار تو همچو مرغاني پر شکسته در اميد مددکاري که زخم بالشان را ببندد و دست نوازش بر سرشان بکشد، به زمين و زمان مي نگرند، بر خاک ايستاده ايم.
تو تمام عشقي!
سمبل وجود!
بي تو زندگي مجهول خواهد ماند.
پس بر ديدگان ما قدم بگذار تا بودن، زندگي و عشق در خاک ما معنا بگيرد.
صداي پاي باران از عمق کوچه هاي تاريک چشمهاي زمان به گوش مي رسد و اميد شکفتن را به غنچه هاي سپيد ارزاني مي کند، وقتي که تو لبخند مي زني!
لحظه ها به هم پيوند مي خورند در آرامش و نشاط موسيقي نگاه تو!
صبح، سرود سلام را از تو مي آموزد و روز، سبزي سخاوت را از دستهايت!
پر پرواز پرنده ها و نغمه بر لب بلبلان تويي!
اميد به زندگي...
فصل طراوت...
سرمستي چکاوک هاي کوچک، همه نشانه ي حضور توست!
تو که هستي و نيستي!
تو که ميشنوي، مي بيني، اما نمي نماياني مهتاب رويت را به اين شب زدگان خسته!!
بيا تا شام ستم به زانو درآيد و پگاه آزادي سرافراز بر مسند ديده هاي زمين رخت براندازد.
دنيا ذره ذره مي سوزد در انتظار حضورت و لحظه لحظه جان مي سپارد در فراق نوازشت.
بازآ و اين نيمه جان را با جرعه جرعه ي زندگي سيراب کن.
شعله ي انتظار را با نفس پر مهرت بميران که دردي بس شکننده است و رنجي بس کشنده!
بيا!
بيا که چشمهاي ما، روشنايي را در مسير قدمهاي تو مي جويد!


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:12  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

<br/><a href="http://i37.tinypic.com/2nbdfyq.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

منبع


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 14:59  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

اگر قادر به دیدن بعضی از نوشته ها نیستید از کلید میانبر CTRL+A استفاده کنید یا علی....

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 16:34  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

از  بهر  دیدن  تو   گیرد  دلم    بهانه       

                                             بر هر دری زنم تا یابم ز تو نشانه

در جستجویت ای گل آواره گشته ام من     

                                         گو در کدام گلستان کردی تو آشیانه

ای آشنای دردم بنگر تو روی زردم           

                                           منما ز خویش تردم ای در کرم یگانه

بنگر که از فراقت،از درد اشتیاقت       

                                            دیگر نمانده طاقت ای منجی زمانه

ای مژده رهایی مردم من از جدایی         

                                    کی چهره می نمایی زان ملک بی نشانه

منبع:وبلاگ یاسهای منتظر و یاران ۵۹


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:25  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

 

آقا باز منم آمده ام بگویم ،...سلام

آقا اجازه ! آمده ام باز پشت بام

ها می کنم که گرم شود دستم از بخار

من سردم است می کشد آغوشم انتظار !

تا کی ؟ الی متی ؟ همه را پیر کرده ای

آقا اجازه ! فکر کنم دیر کرده ای !

 آخر چرا نگو که دعایت نمی کنیم

شبهای سرد جمعه صدایت نمی کنیم

من هر قنوت نام تو را گریه می کنم

شب در سکوت نام تو را گریه می کنم

حتی اگر شکوفه کند بی تو باغمان

عادت کند نبود تو را چشم آسمان

حتی اگر نفس به تو بی اعتنا شود

پروانه ها اگر که تو را یادشان رود

 

http://i28.tinypic.com/301im1x.gifاقا اجازه...http://i28.tinypic.com/301im1x.gif

http://i28.tinypic.com/301im1x.gifما دلمان تنگ میشه.http://i28.tinypic.com/301im1x.gif


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:24  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

یک ماه روزه داری،یک ماه تزکیه نفس،یک ماه قبل از طلوع افتاب سحر گشودن و با صدای ربنا لاتزغ قلوبنا ی موذن افطار کردن گذشت اکنون روز عید فطر فرا رسید این روز خجسته را به همه ی مسلمانان تبریک می گویم.  کرنش های شما مقبول درگاه احدیت....!           

در ضمن به لطف حق و همکاری دوستان صلوات های تمام شد....!

انشالله بعدا نام میبرم!

یا علی


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:4  توسط آقاسید  |