تبليغاتX
یار جمکرانی من
السلام علیک حین ترکع و تسجد

 

---------------------------------------------->

وآنگاه که همیشه خود را مالک خود انگاشتند و فرموش کردند مخلوق

بودن خود را و این که صاحب دارد و خالق و آن هنگام که توانگران خود را

صاحب حیات و بقای خود دانستند و تهی دستان نیز خیال کردند که اگر

هم چون توانگران به خود اتکا کنند٬ می توانند از چنگال بیماری مهلک

نجات یابند، همه از شهر جهت فرار از بیماری و مرگ می گریختند و آن زمان

خداوند فراموش شد.

آنان فراموش کردند که مملوک اند و مخلوق.

به ناگاه عذابی بس عظیم تر، همگان را به خواب ابدی فرو برد، خوابی برخاسته

از غفلت و فراموشی پروردگار.

سالها از مرگ غافلین گذشت، آن مردمان که هزاران نفر بودند، بدنهایشان

پوسید و توده ی استخوان هایشان در خارج از شهر گوشه ای جمع شد

و تپه ی استخوانی سالها نماد عبرتی بود برای آیندگان... سوره ی بقره، آیه ۲۴۳

تا این که مردی از دیار خورشید پا به بیابان نهاد و با دیدن آنها آهی کشید

و به حال آنان گریست، از پیشگاه صاحب خود برای آنان طلب بخشش نمود

و با او گفت:

که بار خدایا! تو توانایی در دوباره زنده کردن مردگان، همانگونه که ایشان را

می راندی!

و به قطع زنده نمود خداوند آن مردگان را از روی فضل و مهربانیش،

چرا که آن برزگ مرد نبی و خلیفه او بود بر روی زمین و پاک دلی که از یاد

خدایش غافل نمی شد.این شخص پیامبر خدا حزفیل «ع» بود کتاب حیات القلوب باب ۱۴

و امروز این ماییم که پس از قرن ها غفلت پا به عرصه ی وجود

نهاده ایم، اما آیا عبرت می گیریم از گذشتگان خود و کردار

و آینده ی خود؟

روزها فکر من این است و همه شب سخنم 

              که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

              به کجا می روم آخر ننمایی وطنم؟؟؟

و ای کاش در فکر کار خویش بودیم.

در هراسم از این که ما را مرگی بزرگ تر از گذشتگان فرا گرفته باشد.

مرگی که در آن هیچ روشنایی نباشد و این مرگ، مرگ قلب هاست

تیرگی خاطره هاست، غفلت از یاد خدا!!!

و استخوان های متحرک امروز چه فرقی می کنند با استخوان های

انباشته ی دیروز؟

آیا امروز زندگی ما رنگ و بوی خدایی دارد؟

سوال من این است که اگر امام زنده و صاحب عصر و زمان نداشتیم

چگونه می زیستیم و چه فرقی با امروزمان می کرد؟

آیا بسنده کنیم به همین حد که هر ساله تنها جشنی برای ولادتش

گیریم و فراموش کنیم تا..........

و امروز این قلب هاست که مرده اند، سالیانی است که کمتر کسی

متذکر این مطلب است.

خدا نکند که ما مصداق « صم بکم عمی فهم لا یرجعون» بقره آیه ۱۸

باشیم که کر و لال و کور شده باشیم و هیچ چیز را نبینیم و آنچه

از یاد برده باشیم این باشد که ما صاحب داریم!

و شاید دوباره مردی از خورشید بیاید که دست به دعا بردارد و برای

زنده شدنمان درخواست نماید.

نه! نه!

مطمئن باش قطعا می آید...

او خواهد آمد......

او همان صاحب و ولی نعمت اصلی مان است، اوست که:

«یحی الارض بعد موتها»

هموست که زنده می کند زمین را پس از مردنش در حالی که:

« انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا»

التماس دعا برای فرج مولا....

اللهم عجل لولیک الفرج.....

منبع:۱۲۷۷ و یاران۵۹


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:35  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

بنا به اعتقاد شیعه، سعادت واقعی و دین داری حقیقی تنها از

مسیر معرفت اهل بیت (ع) و انجام دستورات آنان حاصل می شود.

تا آنجا که اگر کسی عمل هفتاد پیغمبر را داشته باشد اما ولایت

امیرالمومنین (ع) و اولاد طاهرینش را نداشته باشد، هیچ عملی

از او پذیرفته نخواهد شد.

در این میان بر معرفت نسبت به امام هر زمان به عنوان راه رهایی

از مرگ جاهلی تاکید شده است و حدیث متواتر و مشهور بین شیعه

و اهل تسنن که:

« هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا

رفته است.»

معرفت امام عصر (ع) دانستن نام و نسب و تاریخ و مکان ولادت ایشان

نیست، گرچه در این وادی عقل ها سرگردان و اندیشمندان متحیرند

همگان مکلف شده اند به قدر وسع در مسیر معرفت و محبت و

اطاعت از امام زمان خویش گام بردارند. 

شخصی از امام حسین (ع) پرسید: معرفت خدا چیست؟

« فرمودند: این که اهل هر زمانی امام خود را بشناسد که اطاعت

از او بر ایشان واجب است.»

باید با تمام وجود از درگاه خداوند متعال ، معرفت خدا و رسول و

حجتش را طلب کنیم و خود را در معرض انوار شناخت و آگاهی قرار

دهیم..

اگر ان وجود نازنین را آن سان که شایسته است بشناسیم، از ابزار

محبت و انجام وظیفه ی خویش در قبال آن ولی خدا و دلیل حق غافل

نخواهیم شد.

آن وقت است که از فرزند و پدر و مادر و ... دوست داشتنی ترش

خواهیم یافت.

اگر اکنون چنین محبتی را به پای آن جناب نمی ریزیم ، از معرفت

ناقص ماست.

در انجام آن و ظیفه کوتاهی می کنیم، چون او را نمی شناسیم.

به این وسیله ارتباطی میان خالق و مخلوق تمسک نمی جوییم ، چون

معرفت نداریم.

در امور خویش به اسباب ظاهری دل می بندیم، اما از آن وجود مبارکی

که سبب اتصال میان زمین و آسمان است غافل ایم.

از این روست که مداومت بر این دعای شریف در دوران غیبت

تاکید کرده اند: «اللهم عرفنی نفسک...»

خودم رو می گم باید از الفبای امامت آغاز کنم.

منبع:۱۲۷۷ و یاران۵۹


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:33  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

یکی از عالی ترین کتاب هایی که برکات و آثار دعا برای تعجیل

فرج و تکالیف شیعیان و محبان امام عصر(ع) را در عصر غیب آن

بزرگوار در مجموعه ای ارزنده و بی نظیر گرد آورده است،

کتاب شریف مکیال المکارم فی الفوائد الدعاء للقائم (ع) است.

این کتاب به امر مبارک امام زمان (ع) تالیف شده و حتی نام آن

 نیز به انتخاب خود آن حضرت است.

در جلد اول این کتاب مولف محترم با استفاده از آیات و روایات،

برای دعا جهت تعجیل فرج امام زمان(ع) ۱۰۲ فایده و اثر برشمرده

که من به برخی از اونها اشاره می کنم:

ـ باعث آمرزش گناهان و تبدیل سیئات به حسنات است.

ـ تعظیم و اجابت دعوت خداوند متعال و رسول الله (ص) است.

ـ در حکم یاری خداوند متعال است.

ـ باعث زیاد شدن نور ولایت امام زمان (ع) در دل است.

ـ ایمنی از عذاب و عقوبت آخرت را موجب می شود.

ـ ثواب خون خواهی حضرت سید الشهدا (ع) را دارد.

ـ موجب خراش بر چهره ابلیس پلید ابلیس است.

ـ مایه ی طول عمر می شود.

ـ ثواب شهادت در رکاب حضرت پیامبر(ص) و زیر پرچم حضرت مهدی

(ع) را دارد.

ـ دعا کننده را به ثواب طلب علم نائل می کند.

ـ فرشتگان در مجلسی که برای تعجیل فرج دعا شود حاضر می شوند.

ـ غم های دعا کننده را در دنیا و آخرت از بین می برد.

و....

التماس دعا.

اللهم عجل لولیک الفرج...

منبع: ۱۲۷۷ و یاران ۵۹


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:28  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

بار الها...به دانشمندان ما زهد و بی رغبتی به دنیا و نصیحت و خیرخواهی‌.

و به دانش آموزان ما جدیت و شوق و رغبت. و به شنوندگان ما پیروی و

پند پذیری. و به بیماران مسلمان شفا و آسایش . و به مردگان آنان رافت

و رحمت. و به پیرمردان ما وقار و متانت. و به جوانان ما بازگشت به سوی

توبه. و به زنان ما حیا و عفت عنایت کن....

منبع:۱۲۷۷ و یاران ۵۹


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:12  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم

گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم

مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را

تا که شایداین شب جمعه ملاقاتت کنم

هر سحر با یاد تو در گریه ام می خوانمت

تا به کی از سوز دل ناله رهجرانت کنم

بی قرارم مهدیا از بهر دیدار رخت

تا به کی از مادرت زهرا تمنایت کنم؟؟؟؟؟

(یکی از عزیزان تو بخش نظرات زحمتشو کشیدن)


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 3:40  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

اگر عنایتی بر این گدا کنی چه می شود

مس وجود جان من طلا کنی چه می شود

غم فراق و دوریت گرفته سینه مرا

اگر که عقده دلم تو وا کنی چه می شود

به زخم های جان من بنه ز لطف مرهمی

به قلب زار من اگر شفا دهی چه می شود

هر آن طبیب کآمدم فزون نمود درد من

تو دردهای من اگر دوا کنی چه می شود


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 3:14  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

من به غیر از آل طاها هادی و رهبر ندارم

زاد و توشه جز ولای آل پیغمبر ندارم

هر کسی نازد به ناز و نعمت و عنوان دنیا

جز نیاز این رو سیه بر درگه داور ندارم

روز و شب در انتظار مقدم محبوب یزدان

مهدی صاحب زمان من حاجت دیگر ندارم

در تمنای وصالش خون دل از دیده ریزم

غیر شور وصل او شوری دگر در سر ندارم

ای امام منتظر خود آگهی از حال زارم

تا بود جان در تنم از مهر تو دلبر ندارم

هست حیران را امید دستگیری در دو عالم

چون متاعی جز ولای ساقی کوثر ندارم

با تشکر از وبلاگ : ۱۲۲۷ و یاران ۵۹


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 3:13  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم

گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است

گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

چشمه چشممان روان شد پس کی میایی.........................................


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 3:9  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

سلام علیکم.

بنا به درخواست یکی از عزیزان مطلب امروز رو هم خودم از همین وبلاگ می نویسم با موضوع این که:

کدام یک از دعاها تاثیر بیشتری بر آدمی می گذارد؟

در ابتدا به معنای اصلی دعا اشاره می کنم.دعا به معنای درخواست چیزی ار خداست که ما قادر به انجام دادن اون نیستیم یا انجام دادن اون کار برامون سخته.خوب شرط پذیرش هر دعا حضور قلب و داشتن خضوع و خشوع در هنگام دعاست.یعنی با تمام معانی دعا آشنا و عواقب اون رو در نظر بگیریم. این که میگم عواقب اون رو در نظر بگیریم چون خیلی ها گله می کنند که چرا ما دعا می کنیم برآورده نمیشه؟ ولی فلانی دعاش برآورده میشه یا به عبارتی مستجاب الدعوه است؟ این دلیلش اینه که ایشون با حضور دعا کرده و واقعا به معنای واقعی دعا پی برده. اینجا یه سوال مطرح میشه که معنای واقعی دعا چیه؟ معنای واقعی دعا اینه که ما باور داشته باشیم که یکی صدای ما رو می شنوه و قادره که اونو برآورده کنه و بهش ایمان داشته باشیم.یه روایت جالب هم در این موقع داریم که به این موضوع اشاره می کنه که میگه: هر وقت یه آدم با خدا حرف می زنه خدا اونقدر بهش توجه می کنه که انگار جز اون بنده هیچ بنده ای نداره ولی وقتی بنده با خدای خودش حرف می زنه طوری هست که انگار همه به جز ذات بزرگ پروردگار خدای اون هستند. پس به این نتیجه می رسیم که وقتی به معنای واقعی دعا می رسیم که این دو رو با هم برابر کنیم.

خوب این توضیحات ابتدایی بود که این رو عرض کنم که از این ها گذشته انسان باید با باطن دعا هم آشنا باشه یعنی هرچی با معنی و تفسیر آن دعا بیشتر آشنا باشه راحت تر می تونه احساس خود رو در اون دعا به اوج برسونه و تحت تاثیر اون دعا قرار بگیره.در مرحله آخر هم مثل همیشه نتیجه گیری رو میگم:

"شرط پذیرش هر دعا و مورد تاثیر هر دعا واقع شدن حضور قلب است"

ملتمس دعا همگی هستم.......

تعداد صلوات های باقیمانده:۴۰۰۰

 


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 0:15  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

سلام.

یکی از عزیزان تو نظرات نوشته بود که مطلبی رو بنویسین تحت عنوان این که
"
چه کنیم که از مرگ نترسیم؟"

خوب من هم سعی کردم با همون دانش اندک خودم دست به تایپ بشم و یه مطلبی رو برای این عزیزمون بنویسم.

عزیزان این مطلب برای اولین باره که در وبلاگ نوشته می شه پس در صورت استفاده لطفا منبع اون رو قید کنید.

ببینید انسان در حالات مختلف یک نوع احساس نسبت به مرگ دارد در حال معنوی و دنیوی هر کدام فرق می کند.یعنی حال معنوی انسان رو از دنیا دور می کنه و انسان رو معشوق و علاقه مند به آن جهان در نتیجه رفتن به سوی معشوق می کنه.اما بعضی وقت ها انسان بخاطر یک سری لغزش ها از مرگ و عذاب های اخروی می ترسد و تنها راه نجات از آن گرداب که گناه نام دارد توسل به ائمه و یاری خواستن از آن ها و طلب استغفار از خدا کردن است.و این که انسان از ته دل استغفار کند و به استغفار خود وفادار باشد.و از کوچکترین لغزشی دریغ نکنه که توجه کردن به اون همانا و گرفتار شدن و غرق شدن در گرداب گناه همانا. وقتی انسان با استفاده از این روش اسباب گناه رو از بین برد به فکر این می افته که چی کار کنه که بتونه تو اون جهان سربلند باشه و به عبارتی درجش بالا باشه. پس با خواندن دعا ها قلب و جانش رو روشن نگه می داره.خوب این دیگه مرحله ی اخره وقتی قلب و جان ادمی روشن شد روح انسان ناخواسته پرواز می کنه و انسان خود بیشتر عاشق دیدار با معشوق میشه.در نتیجه نه تنها از مرگ نمی ترسه بلکه در هر زمان برای جان دادن آمادست. ولی یه چیز رو بگم که همیشه و در همه ی مرحله های یادتون باشه تنها راه موفقیت در این مراحل توجه به نماز و سبک نشمردن اونه.

ما رو هم از دعای خیرتون بی بهره نذارین.


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 3:57  توسط آقاسید  | 

---------------------------------------------->

سلام علیکم.

این پست هم بخاطر صلوات های شما عزیزان است.

تعداد صلوات های باقی مانده:۴۵۰۰

از همه ی شما و مخصوصا برادر ارجمند و تاج سرمون (از منتظران) تشکر می کنم.

اجرکم عندالله و حشرک الله مع الامیر المومنین

ملتمس دعای همگی هستم.


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 3:33  توسط آقاسید  |