ان الله مع الصابرين
همانا خداوند با صبر پيشه كنندگان است
---------------------------------------------->
مي خواستم كه قصه ي حسن تو سر كنم
با اين بهانه شام فراقت سحر كنم
پايان مگر براي شب انتظار نيست
جانم به لب رسيد چه خاكي به سر كنم
با جان و دل از جان و جهان بگذرم اگر
راضي شوي به چهره تو يك نظر كنم
من بلبلم ز هجر گلم ناله مي كنم
تا باغ را ز ناله ي خود با خبر كنم
آقا به جان فاطمه از من مپوش روي
اذنم بده به كوي وصالت سفر كنم

تعداد صلوات های باقی مانده:۱۰۰۰۰
ممنون از لطف شما....
---------------------------------------------->
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خیال دهنت
به جفای فلک و غصه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود
هرچه جز بار غمت بر دل مسکین منست
برود از دل من وز دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود
گر رود از پی خوبان دل من معذور است
درد دارد چه کند کز پی درمان نرود
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان
دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود

و اما روایت امروز...
روزی شـیـطان عرض کـرد که، الهی! بندگان تـو، تـو را دوسـت می دارند و نافـرمانی تو می کنند و مــرا دشمن دارند و اطاعتم می نمایند.
خطاب رسید که ای ابلیس! به واسطه همان دوستی که با من دارند و دشمنی که با تو دارند، از نافرمانی های آنها درخواهم گذشت.
دوستان منتظر صلوات های شما هستیم تعداد صلوات ها تغییر نکرده....